
دلم ميخواهد سر بر دامن درياي سكوت گذارم
و بخوانم سرودي با آهنگ دلتنگي را
تا آرامشي
براي موج هاي سهمگين بي تابي ام به ارمغان آورد
كه بي رحمانه بر ساحل تنهايي ام مي كوبند
دلم ميخواهد دست برگردن ابر بهاري بياندازم
و همراهي كنم با او بارش مهرباني را
تا امضا شود سند ثانيه هاي نيك بخت اطلسي ام
و دلم ميخواهد
بوسه اي بر گونه هاي خورشيد خاطره بزنم
تا آتش گيرد در وجودم
هرچيز كه جز تو را به خاطرم مي آورد
تا تنها تو
تك ستاره شب هاي بي كسي ام شوي..!
پی نوشت:
**خدایا:
ما را به خاطر همه درهایی که زدیم و هیچ کدام خانه تو نبود ...
ببخش....
پی نوشت ۲:
**این جور که مثه پیچک میپیچی به تنم
میکاوی همه بدنم را و بعد زمزمه میکنی
دوستت دارم
انگار برایم خدایــــــی میکنی...
نظرات شما عزیزان:
|